Eklablog Tous les blogs
Editer l'article Suivre ce blog Administration + Créer mon blog
MENU

Publicité

  Heureux au jeu, malheureux en amour.

ترجمه تحت‌الفظي: در ورق خوش‌اقبال، در عشق بداقبال.

ترجمه ادبي:

قماري را که بردی نيست در پي، باختن دارد. (مضرات قمار)

 

Heureux au jeu, malheureux en amour.

ترجمه تحت‌الفظي: چيزي به‌نام نمي‌توانم وجود ندارد. (غير ممکن در فرانسه نيست.)

ترجمه ادبي:

هرگز نگو هرگز.

  Tourner sept fois sa langue dans sa bouche.

ترجمه تحت‌الفظي: قبل از سخن گفتن به ميزان طولاني فکر کردن.

ترجمه ادبي (از سعدي):

زبان در دهان، ای خردمند چيست؟  کليد درِ گنجِ صاحب هنر.

چو در بسته باشد چه داند کسی        که جوهر فروش است يا پيله ور.

و يا (از سعدي):

تا ندانی که سخن عينِ صواب است مگوي و آنچه داني که نه نيکوش جواب است، مگوی.

 

 Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras.

ترجمه تحت‌الفظي: يک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده در شاخ و برگ.

ترجمه ادبي (خيام):

اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار که‌آواز دهل شنيدن از دور خوش است.

و يا:

سرکه نقد به از حلواي نسيه.

 

Tout ce qui brille n'est pas or.

ترجمه تحت‌الفظي: آن‌چه برق مي‌زند الزاما طلا نيست.

ترجمه ادبي: (عطار)

گرچه سيم و زر ز سنگ آيد برون   در همه سنگي نباشد زر و سيم.

و يا (از سعدي):

زر آن زمان عزيزتر آيدکه ناقدي  بگدازدش به بوته و بگذاردش به قال.

 

Faire d'une pierre deux coups.

ترجمه تحت‌الفظي: دو پرنده را با يک سنگ شکار کردن.

ترجمه ادبي:

با يک تير دو نشان زدن.

 

Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

ترجمه تحت‌الفظي: قبل از تخم گذاشتن مرغ،‌ جوجه‌هايش را شمردن.

ترجمه ادبي:

جوجه‌ها را آخر پاييز مي‌شمارند.

 

 Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

ترجمه تحت‌الفظي: اسم شيطان را آوردن و بلافاصله ظاهر شدن.

ترجمه ادبي:

موی کسی را آتش زده بودن و يا حلال زاده بودن.

 Mieux vaut plier que rompre.

ترجمه تحت‌الفظي: تطبيق بده و نجات پيدا کن.

ترجمه ادبي:

در کف شير نر خونخواره‌اي   غير تسليم و رضا کو چاره‌اي.

 

 Chat échaudé craint l'eau froide.

ترجمه تحت‌الفظي: يک بار نيش‌خورده، دوبار ترسيده.

ترجمه ادبي:

مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد (ريسمان دو رنگ) مي‌ترسد. 

 Les petits ruisseaux font les grandes rivières.

ترجمه تحت‌الفظي: جويبارهاي کوچک رودخانه‌هاي بزرگ را مي‌سازند.

ترجمه ادبي:

قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود.

 

 À bon entendeur, salut.

ترجمه تحت‌الفظي: براي شخص حرف گوش کن يک حرف کافي است.

ترجمه ادبي: العاقل يکفي به الاشاره

 

 Aide-toi, le ciel t'aidera.

ترجمه تحت‌الفظي: به خودت کمک کن تا خدا به تو کمک کند.

ترجمه ادبي: از تو حرکت از خدا برکت.

 

 Autant de têtes, autant d'avis.

ترجمه تحت‌الفظي: افراد مختلف، عقايد مختلفي دارند.

ترجمه ادبي: آشپز که دو تا شد آش يا شور می شود يا بي‌مزه

 

 L'erreur est humaine.

ترجمه تحت‌الفظي: انسان يعني خطا.

ترجمه ادبي:انسان جايزالخطا است.

 

 L'habit ne fait pas le moine.

ترجمه تحت‌الفظي: لباس رهبانيت، راهب نمي‌سازد.

ترجمه ادبي (سعدي):

 نه هر که آينه سازد سکندري داند    نه هر که سر بتراشد قلندري داند.

 

 Qui ne dit mot consent.

ترجمه تحت‌الفظي: کسي که هيچ نمي‌گويد راضي است.

ترجمه ادبي: سکوت دليل رضاست.

 Qui va lentement va sûrement.

ترجمه تحت‌الفظي: کسي که آهسته مي‌رود، مطمئن مي‌رود.

ترجمه ادبي:

بر شير از آن شدند بزرگان  دين سوار   کآهسته تر ز مور گذشتند بر زمين.

و يا:

رهرو آن نيست که گه تند و گه آهسته رود          رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود.

 Tout vient à point à qui sait attendre.

ترجمه تحت‌الفظي: هر اقبالي به موقع خود براي شخص صبور پيش خواهد آمد.

ترجمه ادبي: صبر تلخ است وليکن بر (ميوه) شيرين دارد .

و يا:

گنج صبر اختيار لقمان‌ست   هرکه‌را صبر نيست حکمت نيست 

Publicité
Retour à l'accueil
Partager cet article
Repost0
Pour être informé des derniers articles, inscrivez vous :
Commenter cet article