•   Heureux au jeu, malheureux en amour.

    ترجمه تحت‌الفظي: در ورق خوش‌اقبال، در عشق بداقبال.

    ترجمه ادبي:

    قماري را که بردی نيست در پي، باختن دارد. (مضرات قمار)

     

    Heureux au jeu, malheureux en amour.

    ترجمه تحت‌الفظي: چيزي به‌نام نمي‌توانم وجود ندارد. (غير ممکن در فرانسه نيست.)

    ترجمه ادبي:

    هرگز نگو هرگز.

      Tourner sept fois sa langue dans sa bouche.

    ترجمه تحت‌الفظي: قبل از سخن گفتن به ميزان طولاني فکر کردن.

    ترجمه ادبي (از سعدي):

    زبان در دهان، ای خردمند چيست؟  کليد درِ گنجِ صاحب هنر.

    چو در بسته باشد چه داند کسی        که جوهر فروش است يا پيله ور.

    و يا (از سعدي):

    تا ندانی که سخن عينِ صواب است مگوي و آنچه داني که نه نيکوش جواب است، مگوی.

     

     Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras.

    ترجمه تحت‌الفظي: يک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده در شاخ و برگ.

    ترجمه ادبي (خيام):

    اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار که‌آواز دهل شنيدن از دور خوش است.

    و يا:

    سرکه نقد به از حلواي نسيه.

     

    Tout ce qui brille n'est pas or.

    ترجمه تحت‌الفظي: آن‌چه برق مي‌زند الزاما طلا نيست.

    ترجمه ادبي: (عطار)

    گرچه سيم و زر ز سنگ آيد برون   در همه سنگي نباشد زر و سيم.

    و يا (از سعدي):

    زر آن زمان عزيزتر آيدکه ناقدي  بگدازدش به بوته و بگذاردش به قال.

     

    Faire d'une pierre deux coups.

    ترجمه تحت‌الفظي: دو پرنده را با يک سنگ شکار کردن.

    ترجمه ادبي:

    با يک تير دو نشان زدن.

     

    Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

    ترجمه تحت‌الفظي: قبل از تخم گذاشتن مرغ،‌ جوجه‌هايش را شمردن.

    ترجمه ادبي:

    جوجه‌ها را آخر پاييز مي‌شمارند.

     

     Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

    ترجمه تحت‌الفظي: اسم شيطان را آوردن و بلافاصله ظاهر شدن.

    ترجمه ادبي:

    موی کسی را آتش زده بودن و يا حلال زاده بودن.

     Mieux vaut plier que rompre.

    ترجمه تحت‌الفظي: تطبيق بده و نجات پيدا کن.

    ترجمه ادبي:

    در کف شير نر خونخواره‌اي   غير تسليم و رضا کو چاره‌اي.

     

     Chat échaudé craint l'eau froide.

    ترجمه تحت‌الفظي: يک بار نيش‌خورده، دوبار ترسيده.

    ترجمه ادبي:

    مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد (ريسمان دو رنگ) مي‌ترسد. 

     Les petits ruisseaux font les grandes rivières.

    ترجمه تحت‌الفظي: جويبارهاي کوچک رودخانه‌هاي بزرگ را مي‌سازند.

    ترجمه ادبي:

    قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود.

     

     À bon entendeur, salut.

    ترجمه تحت‌الفظي: براي شخص حرف گوش کن يک حرف کافي است.

    ترجمه ادبي: العاقل يکفي به الاشاره

     

     Aide-toi, le ciel t'aidera.

    ترجمه تحت‌الفظي: به خودت کمک کن تا خدا به تو کمک کند.

    ترجمه ادبي: از تو حرکت از خدا برکت.

     

     Autant de têtes, autant d'avis.

    ترجمه تحت‌الفظي: افراد مختلف، عقايد مختلفي دارند.

    ترجمه ادبي: آشپز که دو تا شد آش يا شور می شود يا بي‌مزه

     

     L'erreur est humaine.

    ترجمه تحت‌الفظي: انسان يعني خطا.

    ترجمه ادبي:انسان جايزالخطا است.

     

     L'habit ne fait pas le moine.

    ترجمه تحت‌الفظي: لباس رهبانيت، راهب نمي‌سازد.

    ترجمه ادبي (سعدي):

     نه هر که آينه سازد سکندري داند    نه هر که سر بتراشد قلندري داند.

     

     Qui ne dit mot consent.

    ترجمه تحت‌الفظي: کسي که هيچ نمي‌گويد راضي است.

    ترجمه ادبي: سکوت دليل رضاست.

     Qui va lentement va sûrement.

    ترجمه تحت‌الفظي: کسي که آهسته مي‌رود، مطمئن مي‌رود.

    ترجمه ادبي:

    بر شير از آن شدند بزرگان  دين سوار   کآهسته تر ز مور گذشتند بر زمين.

    و يا:

    رهرو آن نيست که گه تند و گه آهسته رود          رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود.

     Tout vient à point à qui sait attendre.

    ترجمه تحت‌الفظي: هر اقبالي به موقع خود براي شخص صبور پيش خواهد آمد.

    ترجمه ادبي: صبر تلخ است وليکن بر (ميوه) شيرين دارد .

    و يا:

    گنج صبر اختيار لقمان‌ست   هرکه‌را صبر نيست حکمت نيست 

    « »

  • Commentaires

    Aucun commentaire pour le moment

    Vous devez être connecté pour commenter